پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۲

ز خود برآمده ام، با سفر چه کار مرا؟

بریده ام ز جهان، با ثمر چه کار مرا؟

درین جهان به مرادی کز آن جهان طلبند

رسیده ام، به جهان دگر چه کار مرا؟

چو خاک شد شکرستان به مور قانع من

به تنگ گیری شهد و شکر چه کار مرا؟

بود ز گریه خود فتح باب من چون تاک

به ابرهای پریشان سفر چه کار مرا؟

خوشم چو غنچه پیکان به کار بسته خود

به انتظار نسیم سحر چه کار مرا؟

چو هست باده بی دردسر مر از خون

به جام باده پر دردسر چه کار مرا؟

کمال آینه ساده است حیرانی

به حرف بی اثر و با اثر چه کار مرا؟

چنین که سنگ ملامت گرفت اطرافم

دگر چو کبک به کوه و کمر چه کار مرا؟

علاج رخنه ملک است کار پادشهان

به رخنه دل و چاک جگر چه کار مرا؟

بس است عرفی، همداستان من صائب

به نغمه سنجی مرغ سحر چه کار مرا؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۴کنند تازه خطان مشکسود داغ مرا
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۵کجا به دام کشد سایه نهال مرا
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۶چه احتیاج دلیل است در رحیل مرا؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۷ز خامشی دل روشن شود سیاه مرا
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۸نه دل ز عالم پر وحشت آرمیده مرا
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۹به خاک و خون نکشد خصمیِ زمانه مرا
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۰شکست، نقشِ مرادست بوریای مرا
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۱به هر که هر چه ضرورست داده اند آن را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.