پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۱

شد از رکاب تو پیدا هلال عید مرا

گشوده شد در جنت ازین کلید مرا

کنم سیاه ز نظاره بنفشه خطان

شود دو دیده چو بادام اگر سفید مرا

گران نیم به خریدار از سبکروحی

به سیم قلب چو یوسف توان خرید مرا

ز نیشتر چو رگ سنگ نیست پروایم

ز کوه درد ز بس نبض آرمید مرا

ز تخم سوخته، سبزی امید نتوان داشت

چگونه اختر طالع شود سعید مرا؟

نشد ز گوشه ابروی او گشاده دلم

چه دل گشاده شود از هلال عید مرا؟

ز حسن عاقبت عشق، چشم آن دارم

که صبح وصل شود، دیده سفید مرا

ز روی تازه من، تازه روست صائب باغ

اگر چه نیست بری همچو سرو و بید مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۳نمی توان ز سخن ساختن خموش مرا
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۴کنند تازه خطان مشکسود داغ مرا
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۵کجا به دام کشد سایه نهال مرا
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۶چه احتیاج دلیل است در رحیل مرا؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۷ز خامشی دل روشن شود سیاه مرا
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۸نه دل ز عالم پر وحشت آرمیده مرا
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۹به خاک و خون نکشد خصمیِ زمانه مرا
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۰شکست، نقشِ مرادست بوریای مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.