پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۰

ارگ چه سیل فنا برد هر چه بود مرا

ز بحر کرد کرم خلعت وجود مرا

ز بند وصل لباسی مرا برون آورد

اگر چه مه چو کتان سوخت تار و پود مرا

ستاره سوخته ای بود چون شرر جانم

ز قرب سوختگان روشنی فزود مرا

ز عمر رفته نصیبم جز آه حسرت نیست

به جا نمانده ازان شمع غیر دود مرا

چنین که روی مرا کرده بی حیایی سخت

عجب که چهره ز سیلی شود کبود مرا

ز خوش عیاری من سنگ امتحان داغ است

ز خجلت آب شد آن کس که آزمود مرا

فغان که همچو قلم نیست از نگون بختی

به غیر روسیهی حاصل از سجود مرا

به بینوایی ازین باغ پر ثمر صائب

خوشم، که نیست محابایی از حسود مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۲ز خود برآمده ام، با سفر چه کار مرا؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۳نمی توان ز سخن ساختن خموش مرا
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۴کنند تازه خطان مشکسود داغ مرا
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۵کجا به دام کشد سایه نهال مرا
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۶چه احتیاج دلیل است در رحیل مرا؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۷ز خامشی دل روشن شود سیاه مرا
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۸نه دل ز عالم پر وحشت آرمیده مرا
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۹به خاک و خون نکشد خصمیِ زمانه مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.