پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۱۸

دلا چون ذره زین وحشت سرا آهنگ بالا کن

سرشک گرمرو را شمع بالین مسیحا کن

هر آن راز نهان کز جام جم روشن نمی گردد

بپوشان چشم (و) در آیینه زانو تماشا کن

به گردون برد زور شهپر توفیق شبنم را

تو هم در حلقه افتادگانی، چشم بالا کن

سواد شهر از تنگی به داغ لاله می ماند

ازین زندان مشرب روی در دامان صحرا کن

اگر تن از سرت چون پنبه بردارند از مینا

به روی اهل مجلس خنده قهقه چو مینا کن

متاع ساده لوحی می خرد سوداگر محشر

بیاض سینه پاک از نقطه سهو سویدا کن

چو خون در کوچه باغ رگ سراسر تا به کی گردی؟

به نشتر آشنا شو گلفشانی را تماشا کن

چو گوهر در کف دست صدف تا کی گره باشی؟

ازین ماتم سرای استخوانی رو به دریا کن

بکش مانند صائب پای در دامان گمنامی

گل پژمرده پرواز را در کار عنقا کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۲۰قدم بر چشم من نه قلزم خون را تماشا کن
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۲۱چو تیغم پهلوی خود جای ده جوهر تماشا کن
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۲۲سفر نزدیک شد، فکر اقامت را ز سر وا کن
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۲۳خدایا قطره ام را شورش دریا کرامت کن
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۲۴برآورد از نهادت گرد عصیان، گریه ای سر کن
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۲۵به یک زخم نمایان سرفرازم از شهیدان کن
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۲۶سر بی مغز را از باده گلرنگ خالی کن
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۲۷برای کام دنیا دامن دل بر میان مشکن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.