پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۱۶

زهی از شبنم رخساره ات چشم حیا روشن

چراغ ماه را از شمع رویت پیش پا روشن

اگر من از غبار خاطر خود پرده بردارم

نگردد تا قیامت آب این نه آسیا روشن

نمی یابد مسیح از ناتوانی جسم زارم را

خوشا کاهی که ضعف او شود بر کهربا روشن

به داغ منت و درد ندامت برنمی آیی

مکن از خانه همسایه هرگز شمع را روشن

نسیم صبح چون پروانه افتاده است در پایش

چراغی را که سازد پرتو لطف خدا روشن

فلک با تنگ چشمان گوشه چشم دگر دارد

که چون فرزند کور آید، شود چشم گدا روشن

ز فیض روح سید نعمت الله است این صائب

اگر نه روی او بودی، نگشتی چشم ما روشن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۱۸دلا چون ذره زین وحشت سرا آهنگ بالا کن
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۱۹شب عیدست ساقی باده روشن مهیا کن
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۲۰قدم بر چشم من نه قلزم خون را تماشا کن
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۲۱چو تیغم پهلوی خود جای ده جوهر تماشا کن
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۲۲سفر نزدیک شد، فکر اقامت را ز سر وا کن
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۲۳خدایا قطره ام را شورش دریا کرامت کن
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۲۴برآورد از نهادت گرد عصیان، گریه ای سر کن
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۲۵به یک زخم نمایان سرفرازم از شهیدان کن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.