پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۱۵

چه عاجز مانده ای، دامان همت بر کمر می زن

برون از پرده افلاک چون آه سحر می زن

مکن لنگر چو داغ لاله یک جا از گرانجانی

چو شبنم هر سحرگه خیمه در جای دگر می زن

نباشد لشکر خواب گران را تاب فریادی

به هویی عالم آسوده را بر یکدگر می زن

بیفشان آستین بر حاصل این باغ پر آفت

دگر چون سرو دست بی نیازی بر کمر می زن

مکن از حرص بر خود زندگی را تلخ چون موران

بکش سر در گریبان، غوطه در بحر شکر می زن

سواد عشق در زیر نگین آسان نمی آید

چو داغ لاله چندی کاسه در خون جگر می زن

اگر چون مرغ نوپرواز کوتاه است پروازت

پر و بالی به کنج آشیان بر یکدگر می زن

تو کز اندیشه دام و قفس بر خویش می لرزی

به کنج آشیان بنشین، گره بر بال وپر می زن

چه باشد قطره آبی که نتوان دست ازان شستن؟

هم از گرد یتیمی خاک در چشم گهر می زن

نثار تازه رویان ساز نقد وقت را صائب

در ایام بهاران از زمین چون دانه سر می زن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۱۷ز روی آتشین شمع اگر شد انجمن روشن
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۱۸دلا چون ذره زین وحشت سرا آهنگ بالا کن
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۱۹شب عیدست ساقی باده روشن مهیا کن
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۲۰قدم بر چشم من نه قلزم خون را تماشا کن
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۲۱چو تیغم پهلوی خود جای ده جوهر تماشا کن
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۲۲سفر نزدیک شد، فکر اقامت را ز سر وا کن
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۲۳خدایا قطره ام را شورش دریا کرامت کن
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۲۴برآورد از نهادت گرد عصیان، گریه ای سر کن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.