پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۹۴

به حرف پوچ مرا عمر شد تباه تمام

فغان که خرمن من گشت خرج آه تمام

فریفت طبع شریف مرا جهان خسیس

پریدنم چو نظر شد به برگ کاه تمام

ز من چو دیده قربانیان حساب مجو

که عمر من بسر آمد به یک نگاه تمام

چه نسبت است به مجنون ساده لوح مرا

که شد ز مشق جنونم زمین سیاه تمام

اگر چو مشمع خموشم به روز معذورم

که شب شود نفسم خرج مد آه تمام

ز اهل فقر مرا می رسد کله داری

اگر به ترک تعلق شود کلاه تمام

نمی توان ز نشان پی بی نشان بردن

و گر نه سنگ نشان است سنگ راه تمام

چو سود ازین که چو یوسف عزیز خواهم شد

مرا که عمر به زندان گذشت و چاه تمام

کجاست نیستی جاودان، که بیزارم

از آن حیات که گردد به سال و ماه تمام

لباس پرده عیب است بی کمالان را

که زیر ابر نماید عیار ماه تمام

ز آفتاب چه تقصیر، کم عیاری ماست

که همچو ماه گهی ناقصیم و گاه تمام

گواه خام چه سازد به دعوی ناقص

ز عذر لنگ شود بیشتر گناه تمام

که می تواند بر حرف من نهاد انگشت

چنین که نامه خود کرده ام سیاه تمام

خوشا کسی که درین انجمن کند صائب

چو شمع زندگی خود به اشک و آه تمام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۹۶چه غوطه ها که درین بحر پر خطر زده ام
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۹۷چو شانه مهر به لب با دو صد زبان زده ام
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۹۸سبک به چشم تو از شیوه وفا شده‌ام
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۹۹برون نیامده از برگ بی ثمر شده ام
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۰۰چو بید اگر چه درین باغ بی بر آمده ام
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۰۱به توبه راهنمون گشت باده نابم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۰۲ز بیغمی نه ز مطرب ترانه می طلبم
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۰۳ادب گذشته بر روی یکدیگر دستم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.