پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۱۲

سوختم بس که به دنبال تمنا رفتم

مردم از بس که پی آتش سودا رفتم

منم آن سیل که صد بار شدم زیر و زبر

تا از این وادی خونخوار به دریا رفتم

سرمه گردید نفس در جگر سوخته ام

تا به کنه دل خود همچو سویدا رفتم

می زدم جوش طرب در دل خم چون می ناب

به چه تقصیر به پیمانه و مینا رفتم؟

عرق سعی به مقصود رسانید مرا

بر بساط گهر از آبله پا رفتم

این زمان راه به پای دگران می سپرم

من که صد بادیه را سلسله بر پا رفتم

(جلوه گل نزند راه تماشای مرا

من که از کار ز حسن چمن آرا رفتم)

(درد عشق است خداداد، و گر نه صد بار

من بیچاره به دریوزه دلها رفتم)

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۱۴بی‌خودی داشت ز فکرِ دو جهان آزادم
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۱۵اگرچه چندی به زمین همچو غبار افتادم
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۱۶عمرها تربیت دیده بینا کردم
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۱۷در مصافی که من از آه علم وا کردم
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۱۸قطع امید ز هجران و وصالش کردم
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۱۹مدتی صبر چو زنجیر به زندان کردم
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۲۰یاد آن عهد که در بحر سفر می‌کردم
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۲۱دست در دامن رنگین بهاری نزدم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.