پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۰۹

گر شوی با خبر از سوز دل بیتابم

دم آبی نخوری تا نکنی سیرابم

محرمی نیست در آفاق به محرومی من

عین دریایم و سرگشته تر از گردابم

شور من حق نمک بر همه دلها دارد

نیست ممکن که فراموش کنند احبابم

بس که آلوده عصیان شده ام، می ترسم

که درین گرد زمین گیر شود سیلابم

نبض من چون رگ سنگ است ز جستن ایمن

بس که سنگین شده ز افسانه غفلت خوابم

خامشی داردم از مردم کج بحث ایمن

نیست چون ماهی لب بسته غم قلابم

برگ عیش است مرا باعث غفلت صائب

همچو نرگس برد ایام بهاران خوابم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۱۱به فلک از تن خاکی چو مسیحا رفتم
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۱۲سوختم بس که به دنبال تمنا رفتم
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۱۳عالم بیخبری بود بهشت آبادم
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۱۴بی‌خودی داشت ز فکرِ دو جهان آزادم
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۱۵اگرچه چندی به زمین همچو غبار افتادم
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۱۶عمرها تربیت دیده بینا کردم
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۱۷در مصافی که من از آه علم وا کردم
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۱۸قطع امید ز هجران و وصالش کردم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.