پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۰۱

اگر دل را ز خاشاک علایق پاک می کردم

همان در خانه خود کعبه را ادراک می کردم

بهم پیچیدن طومار هستی بود منظورم

اگر از آستین دستی برون چون تاک می کردم

گشاد عالمی می بود در دست دعای من

اگر صبح بناگوش ترا ادراک می کردم

زبس ذوق شهادت برده بود از سر شعورم را

گریبان را خیال حلقه فتراک می کردم

زهشیاری کنون خون می خورم یاد جوانیها

که از هر ساغری خون در دل افلاک می کردم

خبر می داد از بی حاصلیها خوشه آهم

من آن روزی که تخم دوستی در خاک می کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۰۳به هر حالی که باشد گرد گل همچون صبا گردم
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۰۴پریشان چند در وحشت‌سرای آب و گل گردم
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۰۵نه بهر آب از سوز دل بیتاب می گردم
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۰۶شبی صدبار بر گرد دل افکار می‌گردم
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۰۷به من گر درد و داغی می رسد خوشحال می گردم
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۰۸ز گفت و گو سبک چون موج طوفان دیده می گردم
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۰۹به قدر آشنایان از خرد بیگانه می گردم
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۱۰نیم نومید از عقبی گر از دنیا گره خوردم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.