پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۱۰

نیم نومید از عقبی گر از دنیا گره خوردم

در آنجا باز خواهم شد اگر اینجا گره خوردم

نشد کوته ز دامان اجابت دست امیدم

چو تار اشک چندانی که سر تا پا گره خوردم

ز فیض راستی از جیب منزل سر برآوردم

چو راه از نقش پا هر چند چندین جا گره خوردم

نشد چشم پریشان گرد من سیر از هوا جویی

مکرر گرچه زین دریا حباب آسا گره خوردم

مشو در منزل مقصود از سر گشتگی ایمن

که چون گرداب من در عین این دریا گره خوردم

نصیب شانه زان سنبلشان چندین گشایش شد

زدام زلف جای دانه من تنها گره خوردم

شدم مشهور عالم گرچه از عزلت گزینی ها

به بال و پر ز کوه قاف چون عنقا گره خوردم

ز من حرف طلب نتوان شنیدن با تهیدستی

که از تبخال غیرت بر لب گویا گره خوردم

بحمدالله سر از فرمان ذکر حق نپیچیدم

چو تار سبحه از دوران اگر صد جا گره خوردم

ز سیر و دور گردون موبمو آگه شدم صائب

درین پرگار تا چون نقطه سودا گره خوردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۱۲دل صد پاره خود را به زلف یار می بندم
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۱۳به پیغام زبانی از دهان یار خرسندم
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۱۴نمی خوردم غم دنیا اگر دیندار می بودم
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۱۵زبان تا بود گویا، تیغ می بارید بر فرقم
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۱۶ندیدم روز خوش تا چون قلم روی سخن دیدم
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۱۷ز دست خشک مرجان ناامید از بحر گردیدم
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۱۸بر آن پای حنایی روی زرد خویش مالیدم
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۱۹پس از عمری ز چشمت یک نگاه آشنا دیدم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.