پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۱۳

به پیغام زبانی از دهان یار خرسندم

به حرف و صوت از آن لبهای شکربار خرسندم

کیم من تا خیال بوسه گرد خاطرم گردد

به شکر خنده‌ای زان مشرق گفتار خرسندم

به شکر خنده گر شیرین نمی‌سازی دهانم را

به حرف تلخ از آن لبهای شکربار خرسندم

ز گل رنگین نمی سازی اگر جیب و کنارم را

ز بی‌برگی به برگ سبز از آن گلزار خرسندم

تو در آیینه از نظاره خود کام دل بستان

که از دیدار، من با وعده دیدار خرسندم

ندارد حاصلی جز سنگ طفلان نخل بارآور

از آن چون سرو زین بستان به برگ از بار خرسندم

نباشد دولتی بالاتر از امنیت خاطر

به خواب امن، من از دولت بیدار خرسندم

گرانی می‌‌کند ناز طبیبان بر دل زارم

به درد بی‌دوای خود من بیمار خرسندم

ندارد دانه در دنبال چشم برق چون خرمن

چو موران من به رزق اندک از بسیار خرسندم

نگردد چون سیه عالم به چشمم از تهی مغزی

که من چون خامه با گفتار از کردار خرسندم

ز انصاف خریداران سنگین دل خبر دارم

به زندان صدف چون گوهر شهوار خرسندم

بزرگان می‌کنند از تلخرویی سرمه در کارم

اگر چه با جواب خشک ازین کهسار خرسندم

نریزم چون صدف در پیش دریا آبروی خود

به اندک ریزشی از ابر گوهر بار خرسندم

به درد و داغ صلح از لاله رویان کرده‌ام صائب

به پیچ و تاب از گنج گهر چون مار خرسندم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۱۵زبان تا بود گویا، تیغ می بارید بر فرقم
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۱۶ندیدم روز خوش تا چون قلم روی سخن دیدم
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۱۷ز دست خشک مرجان ناامید از بحر گردیدم
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۱۸بر آن پای حنایی روی زرد خویش مالیدم
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۱۹پس از عمری ز چشمت یک نگاه آشنا دیدم
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۲۰نبرد از سینه جام باده گلرنگ زنگارم
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۲۱چنان سرگرمیی از شوق آن گلگون قبا دارم
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۲۲زبان شکوه فرسودی ز چرخ بیوفا دارم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.