پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۲۲

زبان شکوه فرسودی ز چرخ بیوفا دارم

دلی در گرد کلفت چون چراغ آسیا دارم

شکایت می کنم از یار و امید وفا دارم

به این بیگانگی چشم نگاه آشنا دارم

برید از سایه خود سرو و افتاد از قفای او

عنان دل چسان محکم من بی دست و پا دارم

مزن ای شکر بی شرم لاف پاکدامانی

که من چون نیشکر صد جا سر بند ترا دارم

اگر چه خاکسارم، آسمان را گوش می مالم

به این پستی عجب دستی بلندی در دعا دارم

ز فکر خنجر مژگان او بیرون نمی آیم

اگر در سایه بیدم به زیر تیغ جا دارم

خبر شرط است ای دشمن ز خاک آستان او

مکن کوتاه پایم را که دستی در دعا دارم

به مخمل دستگاهان خواب شیرین تلخ می سازد

شکر خوابی که من بر روی فرش بوریا دارم

نسیم کاروان مصرم ای پوشیده بینایی

در بیت الحزن بگشا که بوی آشنا دارم

خدا فرصت دهد در دامن محشر فرو ریزم

گرههایی که در دل از تو ای بند قبا دارم

گذشت آن شاخ گل، نگرفت بیتابانه دامانش

دل پر حسرتی صائب ز تقصیر صبا دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۲۴ز خوی نازک آن سیمبر چندان حذر دارم
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۲۵دل پر رخنه ای چون سبحه از صدر رهگذر دارم
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۲۶پریشان خاطری آماده از صد رهگذر دارد
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۲۷به دل زخم نمایانی چو پرگار از دو سر دارم
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۲۸به صورت گرچه بر رخسار مه رویان نظر دارم
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۲۹حریفی کو که راه خانه خمار بردارم
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۳۰برو ساقی که من در جام صهبای دگر دارم
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۳۱امید چرب نرمی از خسیسان جهان دارم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.