پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۲۵

دل پر رخنه ای چون سبحه از صدر رهگذر دارم

درین یک مشت گل پوشیده چندین نیشتر دارم

زپای هر که خار آرم برون، ریزد به چشم من

زند بر شیشه ام، سنگی زراه هر که بردارم

نگردد چون دم تیغ زبانها از مصاف من

که از گردآوری من پیش روی خود سپردارم

ز دامان وسایل، گرد کلفت پیش می گردد

زغفلت نیست از دامان شب گر دست بردارم

زجنت می کند دلسرد مرغان بهشتی را

گلستانی که من از فکر او در زیر پر دارم

اگر چه می زند ناخن به دلها ناله بلبل

چو نی من در خراش سینه ها دست دگر دارم

درین وحشت سرا کز ابر تیغ برق می بارد

دلی از دیده قربانیان آسوده تر دارم

چه افتاده است چندین حلقه کردن زلف مشکین را

که من صد حلقه پیچ و تاب از آن موی کمر دارم

ز وحشت، خانه صیاد داند سایه خود را

غزالی را که من چون دام در مد نظر دارم

به خاک و خون چو مرغ نیم بسمل می تپم صائب

اگر یک دم از آن مژگان گیرا چشم بردارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۲۷به دل زخم نمایانی چو پرگار از دو سر دارم
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۲۸به صورت گرچه بر رخسار مه رویان نظر دارم
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۲۹حریفی کو که راه خانه خمار بردارم
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۳۰برو ساقی که من در جام صهبای دگر دارم
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۳۱امید چرب نرمی از خسیسان جهان دارم
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۳۲شبستان جهان را روش از صدق بیان دارم
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۳۳هزاران معنی پیچیده در زلف سخن دارم
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۳۴من از گلبانگ رنگین روی گلهای چمن دارم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.