پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۳۲

شبستان جهان را روش از صدق بیان دارم

که من از راستی چون شمع آتش در دهان دارم

نرفتم گرچه زیر بار خلق از گرم رفتاری

ز نقش پا چراغی پیش راه کاروان دارم

به زخمی چون توانم شد از آن ابرو کمان قانع

که من در خاک صد صبح امید از استخوان دارم

مرا سیراب از صحرای محشر می برد بیرون

عقیقی کز خیال لعل او زیر زبان دارم

تو ای شبنم وصال مهر تابان را غنیمت دان

که من بال و پری لرزانتر از برگ خزان دارم

نلرزم چون زر کامل عیار از صیرفی برخود

که من بر کوه پشت خود ز سنگ امتحان دارم

مرا چون سرو بی حاصل از آزادی بس این حاصل

که برگ عیش ایام بهاران در خزان دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۳۴من از گلبانگ رنگین روی گلهای چمن دارم
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۳۵نمی دانم چه نسبت با نسیم پیرهن دارم
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۳۶شد افزون از شهادت شوق بیتابی که من دارم
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۳۷چه سازد گرد کلفت با دل شادی که من دارم
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۳۸به قلب عشق می‌تازد دل زاری که من دارم
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۳۹ز دامن نگذرد پای زمین گیری که من دارم
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۴۰نمی آید برون از پرده آوازی که من دارم
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۴۱زند پهلو به گردون کوه عصیانی که من دارم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.