پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۳۵

نمی دانم چه نسبت با نسیم پیرهن دارم

که هم در مصرم و هم در جای بیت الحزن دارم

غبارآلود کرد آیینه صبح قیامت را

که دارد این زبان شکوه پردازی که من دارم

چه غم دارم اگر من دو عالم روی گرداند

سخن رو در من آورده است و من رو در سخن دارم

نه خارم کز وجود من گلستان ننگ بار آرد

عقیق نامدارم حق شهرت بر یمن دارم

عجب دارم به حرف و صوت از من دست بردارد

جهان آیینه و من طوطی شکر شکن دارم

چرا از سایه خود چون غزال از شیر نگریزم

گمان مشک در خود همچو آهوی ختن دارم

مزن دامن به شمع فطرت والای من صائب

که حق گرمی هنگامه بر نه انجمن دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۳۷چه سازد گرد کلفت با دل شادی که من دارم
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۳۸به قلب عشق می‌تازد دل زاری که من دارم
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۳۹ز دامن نگذرد پای زمین گیری که من دارم
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۴۰نمی آید برون از پرده آوازی که من دارم
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۴۱زند پهلو به گردون کوه عصیانی که من دارم
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۴۲دم گرمی طمع از ناله های آتشین دارم
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۴۳اگر چه چون دعا از دست خود یک کف زمین دارم
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۴۴غبار خط یارم توتیا در آستین دارم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.