پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۳۶

شد افزون از شهادت شوق بیتابی که من دارم

ز کشتن زنده تر گردید سیمابی که من دارم

به خضر از مرگ سازد تلختر عمر مؤبد را

ز شمشیر شهادت عالم آبی که من دارم

ندارد دیده تن پروران از بستر مخمل

ز فرش بوریا چشم شکرخوابی که من دارم

اگر شویم به خون چون لعل روی خویش جا دارد

نشد لب تشنه ای سیرآب از آبی که من دارم

به هر جانب که آرم روی، در مد نظر باشد

نباشد در ته دیوار محرابی که من دارم

به هر صید زبون گردن نسازد همت من کج

نهنگ آرد برون از بحر قلابی که من دارم

نگه را پرده های چشم مانع نیست از جولان

ندارد جنگ با تجرید اسبابی که من دارم

چو ریزش کار کاوش می کند با چشمه سار من

چرا دارم دریغ از تشنگان آبی که من دارم

ز صبح حشر بر خوابش فزاید پرده دیگر

درین ظلمت سرا چشم گرانخوابی که من دارم

سیه سازد به چشم مهر تابان روز روشن را

ز آه نیمشب تیغ سیه تابی که من دارم

زه آه سرد خالی نیست هرگز سینه ام صائب

که راسی شب بود در خانه مهتابی که من دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۳۸به قلب عشق می‌تازد دل زاری که من دارم
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۳۹ز دامن نگذرد پای زمین گیری که من دارم
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۴۰نمی آید برون از پرده آوازی که من دارم
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۴۱زند پهلو به گردون کوه عصیانی که من دارم
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۴۲دم گرمی طمع از ناله های آتشین دارم
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۴۳اگر چه چون دعا از دست خود یک کف زمین دارم
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۴۴غبار خط یارم توتیا در آستین دارم
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۴۵به دست بسته دستی در سخاوت چون سبو دارم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.