پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۴۵

به دست بسته دستی در سخاوت چون سبو دارم

که چندین جام خالی را زاحسان سرخ رو دارم

چه با من می تواند کرد درد و داغ ناکامی

که من دارالامانی چون دل بی آرزو دارم

مرا در حلقه آزادگان این سرفرازی بس

که با بی حاصلی چون سرو خود را تازه رو دارم

غبارآلود مطلب نیست چون طوطی کلام من

از آن در خلوت آیینه راه گفتگو دارم

کنم گلگونه روی شجاعت شیرمردان را

درین بستانسرا چون تیغ اگر آبی به جو دارم

مرا جز پاکبازی مدعایی نیست از هستی

اگر پاس نفس دارم برای رفت و رو دارم

گر از من طاعت دیگر نمی آید به این شادم

که از اشک ندامت روز و شب دایم وضو دارم

تعجب نیست از گفتار من گر بوی خون آید

که تیغ آبدار اشک دایم بر گلو دارم

امید پرده پوشی دارم از موسی سفید خود

زهی غفلت که از تار کفن چشم رفو دارم

نشد از وصل چون پروانه کم بیتابی شوقم

همان از شمع آتش زیر پای جستجو دارم

چه افتاده است دردسر دهم صائب عزیزان را

که من چون خون شراب بی خماری در سبو دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۴۷نگاه گرم را سرده به جانم تا دلی دارم
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۴۸لب خشک و دل خونین و چشم پر نمی دارم
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۴۹نیم بیدرد دایم پیچ و تاب ساکنی دارم
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۵۰نیم غمگین چو سرو از بی بریها شادیی دارم
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۵۱به دنیا دست از دامان عقبی برنمی دارم
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۵۲از آن چون زلف ماتم دیدگان ژولیده زنجیرم
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۵۳خوشا روزی که منزل در سواد اصفهان سازم
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۵۴نه چون بید از تهیدستی درین گلزار می لرزم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.