پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۴۶

اگر چه دورم از درگاه راه یاربی دارم

ندارم هیچ اگر در دست دامان شبی دارم

ندارم در بساط آسمان گر اختر سعدی

ز داغ ناامیدی سینه پر کوکبی دارم

شوم با خار و گل یکرنگ ناسازی نمی دانم

درین گلزار چون شبنم دل خوش مشربی دارم

ز دامان اجابت باد کوته دست امیدم

بغیر از ترک مطلب در دعا گر مطلبی دارم

ز فریاد گلو سوزم چو نی معلوم می گردد

که پیوند نهانی بابت شکر لبی دارم

از آن گوی سعادت در خم چوگان من رقصد

که در مد نظر دایم ترنج غبغبی دارم

نباشد چون مسلسل ناله درد آشنای من

که من در دست چون زلف دراز او شبی دارم

مزاج نازک دلدار را فهمیده ام صائب

به انداز زمین بوسش زبرگ گل لبی دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۴۸لب خشک و دل خونین و چشم پر نمی دارم
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۴۹نیم بیدرد دایم پیچ و تاب ساکنی دارم
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۵۰نیم غمگین چو سرو از بی بریها شادیی دارم
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۵۱به دنیا دست از دامان عقبی برنمی دارم
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۵۲از آن چون زلف ماتم دیدگان ژولیده زنجیرم
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۵۳خوشا روزی که منزل در سواد اصفهان سازم
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۵۴نه چون بید از تهیدستی درین گلزار می لرزم
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۵۵به دور خط از آن چاه زنخدان بیش می لرزم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.