پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۴۸

لب خشک و دل خونین و چشم پر نمی دارم

نگه دارد خدا از چشم بد خوش عالمی دارم

به جای جوهر از آیینه ام زنگار می جوشد

گوارا باد عیشم، خوش بهار خرمی دارم

دو عالم آرزو در سینه دارم با تهیدستی

بیابان در بیابان کشت و ابر بی نمی دارم

فراغت دارد از ناز طبیبان درد بی درمان

پریشان نیستم هر چند حال درهمی دارم

اشارت برنمی دارد دل وحشی نژاد من

چو ماه نو ازین هنگامه فکر پس خمی دارم

نسیم صبحم، از من خویشتن داری نمی آید

گره وا می کنم از کار مردم تا دمی دارم

شکوه لاله ام را کوه و صحرا برنمی تابد

که در هر نقطه داغی سواد اعظمی دارم

به نقش کم زبازیگاه عالم برنمی خیزم

امیدم بی شمار افتاده گر نقش کمی دارم

به خورشید بد اختر چون نمایم گوهر خود را

که در یک دم به چشمم می خورد گر شبنمی دارم

تو کز دل بی نصیبی سیر کن در عالم صورت

که من چون غنچه در هر پرده دل عالمی دارم

ز راز آسمانی چون نباشم با خبر صائب

که من چون کاسه زانوی خود جام جمی دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۵۰نیم غمگین چو سرو از بی بریها شادیی دارم
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۵۱به دنیا دست از دامان عقبی برنمی دارم
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۵۲از آن چون زلف ماتم دیدگان ژولیده زنجیرم
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۵۳خوشا روزی که منزل در سواد اصفهان سازم
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۵۴نه چون بید از تهیدستی درین گلزار می لرزم
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۵۵به دور خط از آن چاه زنخدان بیش می لرزم
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۵۶ز جام بیخودی چون لاله مست از خاک بر خیزم
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۵۷ز خال عنبرین افزون ز زلف یار می‌ترسم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.