پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۴۳

اگر چه چون دعا از دست خود یک کف زمین دارم

ز محتاجان به گرد خویش چندین خوشه چین دارم

مرا بی همدمی مهرلب و بند زبان گشته

وگرنه ناله ها چون نی گره در آستین دارم

به جای خوشه افشانم اگر خرمن به دامانش

همان از باددستی انفعال از خوشه چین دارم

مرا خونگرمی منت ز کوری پیش می سوزد

ز میل توتیا در چشم میل آتشین دارم

نیم ایمن ز تیغ انتقام چرخ کم فرصت

چو مینا خنده را با گریه در یک آستین دارم

نگردد سنبلستان چون بیابان جنون از من

که سرمشق جنون زان خط و خال عنبرین دارم

ز پاس دل مشو در زلف عنبر فام خود غافل

که روشن این شبستان راز آه آتشین دارم

شود مقبول در درگاه حق چون سجده شکرم

که داغ لعنت از درگاه دو نان بر جبین دارم

درین گلزار چون گل خرده خود جمع چون سازم

که از هر شبنم او چشم شوری در کمین دارم

نیم چون دیگران گر صاحب خرمن، نیم غمگین

بحمدالله که از قسمت زبان گندمین دارم

کند در یک نفس طی هفتخوان آسمانها را

براقی کز دل بیتاب، من در زیر زین دارم

نگردد چون به چشمم عالم روشن سیه صائب

که رو در مردمان از نامجویی چون نگین دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۴۵به دست بسته دستی در سخاوت چون سبو دارم
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۴۶اگر چه دورم از درگاه راه یاربی دارم
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۴۷نگاه گرم را سرده به جانم تا دلی دارم
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۴۸لب خشک و دل خونین و چشم پر نمی دارم
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۴۹نیم بیدرد دایم پیچ و تاب ساکنی دارم
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۵۰نیم غمگین چو سرو از بی بریها شادیی دارم
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۵۱به دنیا دست از دامان عقبی برنمی دارم
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۵۲از آن چون زلف ماتم دیدگان ژولیده زنجیرم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.