پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۳۴

من از گلبانگ رنگین روی گلهای چمن دارم

عقیق نامدارم حق شهرت بر یمن دارم

اگر بیرون نمی آیم ز خلوت نیست بی صورت

سخن رو در من آورده است و من رو در سخن دارم

کجا همسنگ با من می شود مجنون بیجوهر

که من سنگ فسان از بیستون چون کوهکن دارم

نمی گردد حجاب نور وحدت پرده کثرت

نظر بر شمع چون پروانه من از انجمن دارم

ز آب زندگانی تازه دارد جان خشکم را

عقیق آبداری کز خموشی در دهن دارم

از آن بوی پیراهن به یاد یوسفم قانع

که چشمی نیست در دنبال این نعمت که من دارم

ز غربت دیگران را داغ اگر بر دل بود صائب

به دل چون لاله من داغ غریبی در وطن دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۳۶شد افزون از شهادت شوق بیتابی که من دارم
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۳۷چه سازد گرد کلفت با دل شادی که من دارم
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۳۸به قلب عشق می‌تازد دل زاری که من دارم
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۳۹ز دامن نگذرد پای زمین گیری که من دارم
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۴۰نمی آید برون از پرده آوازی که من دارم
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۴۱زند پهلو به گردون کوه عصیانی که من دارم
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۴۲دم گرمی طمع از ناله های آتشین دارم
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۴۳اگر چه چون دعا از دست خود یک کف زمین دارم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.