پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۳۳

هزاران معنی پیچیده در زلف سخن دارم

سر زلف سخن بی چشم زخم امروز من دارم

سراپا جوهرم چون تیشه در شیرین زبانیها

عجب نبود سر پرخاش اگر با کوهکن دارم

عجب نبود شود گر تنگ شکر پرده گوشم

که من در خانه خود طوطی شکرشکن دارم

ز دل آرام می جویم، بخند ای یأس بر رویم

که چشم سازگاری من ز خار پیرهن دارم

مرا چون حلقه در بیرون در تا چند بگذاری

لب حرف آفرینی در خور آن انجمن دارم

نشاط غربت از دل کی برد حب وطن بیرون

به تخت مصرم اما جای در بیت الحزن دارم

بخند ای آفتاب از شهرت از پیشانی بختم

که من از شام غربت روی در صبح وطن دارم

سر کلک گهربار به هر صیدی فرو ناید

من این مشکین خدنگ از بهر آهوی ختن دارم

عقیق خاتم شاهم، یمن زندان بود بر من

دل غربت پرستم، جنگ با حب الوطن دارم

مگر امروز مهر از مشرق مغرب برون آمد

که با خورشید رویی جای در یک پیرهن دارم

مگر از ابر ظلمت کوکب بختم برون آمد

که امشب کرم شب تابی در آغوش لگن دارم

لباس لفظ را من تار و پود تازگی دادم

ز فکر تازه حق بسیار بر اهل سخن دارم

ز خاک پاک تبریزست صائب مولد پاکم

از آن با عشقباز شمس تبریزی سخن دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۳۵نمی دانم چه نسبت با نسیم پیرهن دارم
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۳۶شد افزون از شهادت شوق بیتابی که من دارم
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۳۷چه سازد گرد کلفت با دل شادی که من دارم
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۳۸به قلب عشق می‌تازد دل زاری که من دارم
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۳۹ز دامن نگذرد پای زمین گیری که من دارم
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۴۰نمی آید برون از پرده آوازی که من دارم
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۴۱زند پهلو به گردون کوه عصیانی که من دارم
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۴۲دم گرمی طمع از ناله های آتشین دارم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.