پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۰۹

به قدر آشنایان از خرد بیگانه می گردم

اگر خود در نیابم یک زمان دیوانه می گردم

اگرچه همچو بو در زیریک پیراهنم با گل

نسیمی گر وزد بر من ز خود بیگانه می گردم

کباب من ز بیم سوختن بر خویش می گردد

به ظاهر گرد عالم گرچه بیدردانه می گردم

به چشم قدردانان قطره دریایی است بی پایان

نه کم ظرفی است گر بیخود به یک پیمانه می گردم

نه از زهدست بر سر گشتگانم رحم می آید

اگر گاهی شکار سبحه صددانه می گردم

زمام ناقه لیلی است هر موج سراب او

در آن وادی که چون مجنون من دیوانه می گردم

ندارد گردش ما و تو با هم نسبت ای حاجی

تو گرد خانه ومن گرد صاحبخانه می گردم

نمی دانم جدا از عشق حسن آشنارو را

به یاد شمع برگرد سر پروانه می گردم

ندارد گرچه منزل خانه پردازی که من دارم

به گرد کعبه و بتخانه بیتابانه می گردم

خم سربسته جوش باده را افزون کند صائب

به لب مهر خموشی گر زنم دیوانه می گردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۱۱برآن می داردم همت که از افغان دهن بندم
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۱۲دل صد پاره خود را به زلف یار می بندم
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۱۳به پیغام زبانی از دهان یار خرسندم
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۱۴نمی خوردم غم دنیا اگر دیندار می بودم
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۱۵زبان تا بود گویا، تیغ می بارید بر فرقم
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۱۶ندیدم روز خوش تا چون قلم روی سخن دیدم
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۱۷ز دست خشک مرجان ناامید از بحر گردیدم
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۱۸بر آن پای حنایی روی زرد خویش مالیدم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.