پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۰۵

نه بهر آب از سوز دل بیتاب می گردم

که چون تبخال من از تشنگی سیراب می گردم

سفیدی کرد چشمم را کف دریای نومیدی

همان من در تلاش گوهر نایاب می گردم

پر از گوهر کنم گر چون صدف دامان سایل را

همان چون ابرنیسان از خجالت آب می گردم

چه حاصل کز درازی رشته عمرم شود افزون

چو من از بیقراری خرج پیچ و تاب می گردم

جواب خشک می گوید به رویم ابر دریا دل

چو گوهر گرچه از یک قطره من سیراب می گردم

همان مشت خس و خاری است از گردش مرا حاصل

به گرد خویشتن چندان که چون گرداب می گردم

به صد جانب برد دل در نمازم از پریشانی

به رنگ سبحه من سرگشته در محراب می گردم

ندارد نفس کافر در مقام فیض دست از من

گران از خواب غفلت بیش در محراب می گردم

شبستان جهان را گرچه روشن از بیان دارم

همان چون شمع صائب از خجالت آب می گردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۰۷به من گر درد و داغی می رسد خوشحال می گردم
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۰۸ز گفت و گو سبک چون موج طوفان دیده می گردم
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۰۹به قدر آشنایان از خرد بیگانه می گردم
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۱۰نیم نومید از عقبی گر از دنیا گره خوردم
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۱۱برآن می داردم همت که از افغان دهن بندم
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۱۲دل صد پاره خود را به زلف یار می بندم
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۱۳به پیغام زبانی از دهان یار خرسندم
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۱۴نمی خوردم غم دنیا اگر دیندار می بودم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.