پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۰۶

شبی صدبار بر گرد دل افکار می‌گردم

به بوی یوسفی بر گرد این بازار می‌گردم

چنان افتاده از پرگار طاقت نقطه جانم

که بر گرد سر هر نقطه چون پرگار می‌گردم

خدا این طفل بدخو را ببخشد خواب آسایش

شبی صد بار از فریاد دل بیدار می‌گردم

کباب نسر طایر می‌کند خون گریه از شوقم

من ناکس چو کرکس در پی مردار می‌گردم

ز بوی گلشن فردوس پهلو می‌کنم خالی

سبکروحم هوا تا خورده‌ام بیمار می‌گردم

اگرچه نقش دیوارم به ظاهر در گران‌خوابی

اگر رنگ از رخ گل می‌پرد بیدار می‌گردم

چنان سرشار افتاده است صائب خارخار من

که بر گرد سر خار سر دیوار می‌گردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۰۸ز گفت و گو سبک چون موج طوفان دیده می گردم
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۰۹به قدر آشنایان از خرد بیگانه می گردم
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۱۰نیم نومید از عقبی گر از دنیا گره خوردم
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۱۱برآن می داردم همت که از افغان دهن بندم
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۱۲دل صد پاره خود را به زلف یار می بندم
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۱۳به پیغام زبانی از دهان یار خرسندم
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۱۴نمی خوردم غم دنیا اگر دیندار می بودم
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۱۵زبان تا بود گویا، تیغ می بارید بر فرقم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.