پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۰۰

اگر می‌داشتم بال و پری پرواز می‌کردم

درین بستان‌سرا دیوان محشر باز می‌کردم

اگر می‌بود دامان شب زلفش به دست من

حدیث درد بی‌انجام خود آغاز می‌کردم

نسیم صبح از نامحرمان بود این گلستان را

در ایامی که من بند قبایش باز می‌کردم

سپند شوخ‌چشم از دور دستی داشت بر آتش

در آن محفل که من قانون صحبت ساز می‌کردم

حیا در پرده بیگانگی می‌خورد خون خود

که آهوی ترا من شیرگیر ناز می‌کردم

نسیم بی‌ادب زنجیر می‌خایید در عهدی

که من در زلف او چون شانه دست‌انداز می‌کردم

نمی‌زد آب اگر بر آتش من سردی عالم

چه دل‌ها را کباب از شعله آواز می‌کردم

اگر روی دلی از پرتو خورشید می‌دیدم

سبک چون رنگ ازین بستان‌سرا پرواز می‌کردم

اگر می‌بود درد عشق صائب کارفرمایم

جهان را گلشن از کلک سخن‌پرداز می‌کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۰۲سواد شهر را از گریه گرهامون نمی کردم
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۰۳به هر حالی که باشد گرد گل همچون صبا گردم
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۰۴پریشان چند در وحشت‌سرای آب و گل گردم
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۰۵نه بهر آب از سوز دل بیتاب می گردم
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۰۶شبی صدبار بر گرد دل افکار می‌گردم
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۰۷به من گر درد و داغی می رسد خوشحال می گردم
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۰۸ز گفت و گو سبک چون موج طوفان دیده می گردم
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۰۹به قدر آشنایان از خرد بیگانه می گردم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.