پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۹۹

اگر بی‌پرده در گلزار افغان ساز می‌کردم

زر گل را سپند شعله آواز می‌کردم

نکردم رو تُرُشْ از سرزنش در عاشقی هرگز

زبان چون شمع دایم در دهان گاز می‌کردم

کنون از سایه خود می‌کنم وحشت خوش آن جرأت

که پیش پای شاهین سینه پاانداز می‌کردم

نبود از بی‌قراری ناله من در دل آتش

که دورافتادگان را چون سپند آواز می‌کردم

چو ماه نو به زیر تیغ در نشو و نما بودم

به ناخن تا گره از کار مردم باز می‌کردم

ز هر خاک سیه فیض جواهر سرمه می‌بردم

در آن فرصت که من آیینه را پرداز می‌کردم

کنون نی می‌کند در ناخنم مخمل خوشا روزی

که بر روی زمین خشک خواب ناز می‌کردم

نمی‌گردید دامنگیر من گر ناله بلبل

سبک چون رنگ ازین بستان‌سرا پرواز می‌کردم

اگر ذوق گرفتاری نمی‌شد خضر راه من

به امید چه من از آشیان پرواز می‌کردم

نمی‌آمد اگر صائب به دستم دامن شب‌ها

من عاجز به دامان که دست‌انداز می‌کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۰۱اگر دل را ز خاشاک علایق پاک می کردم
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۰۲سواد شهر را از گریه گرهامون نمی کردم
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۰۳به هر حالی که باشد گرد گل همچون صبا گردم
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۰۴پریشان چند در وحشت‌سرای آب و گل گردم
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۰۵نه بهر آب از سوز دل بیتاب می گردم
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۰۶شبی صدبار بر گرد دل افکار می‌گردم
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۰۷به من گر درد و داغی می رسد خوشحال می گردم
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۰۸ز گفت و گو سبک چون موج طوفان دیده می گردم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.