پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۹۸

نه از خامی در آتش ناله و فریاد می کردم

ازین دولت جدا افتادگان را یاد می کردم

نمی گردید اگر ذوق گرفتاری عنانگیرم

ز وحشت خون عالم در دل صیاد می کردم

اگر چون خضر این روز سیه را پیش می دیدم

سکندر را به آب زندگی ارشاد می کردم

نمی لرزید از باد فنا بر خود چراغ من

گر از دلهای روشن همت استمداد می کردم

نمی دادم به چنگ عشق آتشدست اگر دل را

من عاجز چه با این بیضه فولاد می کردم

ره بی منتهای عشق کوتاهی نمی داند

وگرنه حلقه ها در گوش برق و باد می کردم

کنون از صید پهلو می کنم خالی خوشا روزی

که خاطر را به نقش پای آهو شاد می کردم

اگر می بود در دل رحمی آن سلطان خوبان را

چرا در دادخواهی اینقدر بیداد می کردم

نمی پاشید از خمیازه من تار و پود من

خمارآلودگان را گر به می امداد می کردم

گر از قید خودی آزاد می گشتم به شکر آن

هزاران بنده از قید فرنگ آزاد می کردم

دل شیرین غبار آلود غیرت می شود صائب

و گرنه پنجه ای در پنجه فریاد می کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۰۰اگر می‌داشتم بال و پری پرواز می‌کردم
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۰۱اگر دل را ز خاشاک علایق پاک می کردم
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۰۲سواد شهر را از گریه گرهامون نمی کردم
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۰۳به هر حالی که باشد گرد گل همچون صبا گردم
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۰۴پریشان چند در وحشت‌سرای آب و گل گردم
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۰۵نه بهر آب از سوز دل بیتاب می گردم
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۰۶شبی صدبار بر گرد دل افکار می‌گردم
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۰۷به من گر درد و داغی می رسد خوشحال می گردم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.