پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۱

دل مقید به شکرزار هوس نیست مرا

رشته حرص به پا همچو مگس نیست مرا

خواهم از عالم بالا چو صدف روزی خویش

چون نگین چشم به دست همه کس نیست مرا

بر دلم باری اگر هست ز فارغبالی است

گله از دام و شکایت ز قفس نیست مرا

عشق پاک است درین قافله جنسی که مراست

بیمی از هرزه درایان جرس نیست مرا

از می عشق بود مستی پروانه من

هیچ اندیشه ز شبگرد و عسس نیست مرا

نشود دام خسیسان، نفس گیرایم

گوشه گیری ز پی صید مگس نیست مرا

همه شب قافله ناله من در راه است

گرچه فریادرسی همچو جرس نیست مرا

هست افشردن دندان به جگر، میوه من

چشم بر سیب زنخدان ز هوس نیست مرا

می کنم صرف شکرخنده بی پروایی

گرچه چون صبح فزون از دو نفس نیست مرا

بحر از جوش گهر یک دل پر آبله است

در چنین وقت که در سینه نفس نیست مرا

صائب آن موج سرابم که درین دامن دشت

دل به جا از نفس هرزه مرس نیست مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۳در بیابان طلب، راهبری نیست مرا
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۴چون گشاید ز چمن خاطر ناشاد مرا؟
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۵آن که سوز جگر و دیده تر داد مرا
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۶آنچنان عشق تو بدخوی برآورد مرا
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۷نخل قد تو هم آغوش بلا کرد مرا
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۸سبک از عقل به یک رطل گران کرد مرا
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۹نیم آن شعله که خاموش توان کرد مرا
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۰عزلت از عالمِ دلگیر برآورد مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.