پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۷

نخل قد تو هم آغوش بلا کرد مرا

هوس زلف تو همدست صبا کرد مرا

خاک در دیده مقراض جدایی بادا!

که ازان حاشیه بزم جدا کرد مرا

عکس من خاک به چشم آینه را می پاشید

پرتو روی تو آیینه نما کرد مرا

بعد عمری که فلک بر سر انصاف آمد

همچو یوسف به لب چاه بها کرد مرا

(چه عجب گر جگر نی بخراشد نفسم

بند از بند، فراق تو جدا کرد مرا)

(داشتم شکوه ز ایران، به تلافی گردون

در فرامشکده هند رها کرد مرا)

چون به بستر بنهم پهلوی راحت صائب؟

غنچه خسبی، گره بند قبا کرد مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۹نیم آن شعله که خاموش توان کرد مرا
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۰عزلت از عالمِ دلگیر برآورد مرا
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۱می کند وقت خوش از عمر برومند مرا
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۲تا دل از روی تو شد مطلع انوار مرا
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۳برسانید به خاک قدم یار مرا
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۴از گلستان نشود غنچه دل باز مرا
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۵می کند گرم طلب شعله آواز مرا
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۶چون می کهنه چه شد گر نبود جوش مرا؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.