پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۶

چون می کهنه چه شد گر نبود جوش مرا؟

شور صد بزم بود در لب خاموش مرا

می کشم تهمت سجاده تزویر از خلق

گرچه فرسوده شد از بار سبو دوش مرا

جوش بی تابی من چون دل دریا ذاتی است

عارضی نیست چو خم سینه پر جوش مرا

بحر را کرد نهان در ته سرپوش حباب

آن که زد مهر ادب بر لب خاموش مرا

قدرم این بس که ز خاطر نروم پش نظر

من که باشم که نسازند فراموش مرا؟

شد ز بیداری من صبح قیامت نومید

برد از بس که تماشای تو از هوش مرا

تا سبوی که درین میکده بر جا مانده است؟

که ردا هر نفسی می فتد از دوش مرا

چشم من واله موی قلم نقاش است

نفریبد به خط و خال، بناگوش مرا

تا درین باغ چو گل چشم گشودم صائب

می رود عمر به خمیازه آغوش مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۸دل سیه شد ز سیه خانه افلاک مرا
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۹آشنایی به کسی نیست درین خانه مرا
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۰می پرد چشم به خال لب جانانه مرا
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۱وصل و هجرست یکی چشم و دل حیران را
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۲تازه دارد دل من خار و خس مژگان را
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۳مژه مانع نشود اشک سبک جولان را
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۴میزبانی که ز جان سیر کند مهمان را
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۵شد ز زنجیر فزون شور جنون مجنون را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.