پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۶

آنچنان عشق تو بدخوی برآورد مرا

که تسلی به دو عالم نتوان کرد مرا

منم آن داغ که از صبح ازل پرورده است

در سراپرده دل، عشق جوانمرد مرا

تلخی مرگ به کامم می لب شیرین است

بس که کرده است جهان حادثه پرورد مرا

نیست اندیشه ام از خواب عدم، می ترسم

که فراموش شود چاشنی درد مرا

عرق غیرت پیشانی خورشیدم من

نفس صبح قیامت نکند سرد مرا

در بیابان توکل منم آن خار یتیم

که به صد خون جگر آبله پرورد مرا

گر چو خورشید به خود تیغ زنم معذورم

طرفی نیست درین عالم نامرد مرا

گل نچیدم به امید ثمر از یار و فلک

بازیی کرد که از هر دو برآورد مرا

بود هر ذره من در کف بادی صائب

سالها گشت فلک تا به هم آورد مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۸سبک از عقل به یک رطل گران کرد مرا
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۹نیم آن شعله که خاموش توان کرد مرا
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۰عزلت از عالمِ دلگیر برآورد مرا
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۱می کند وقت خوش از عمر برومند مرا
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۲تا دل از روی تو شد مطلع انوار مرا
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۳برسانید به خاک قدم یار مرا
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۴از گلستان نشود غنچه دل باز مرا
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۵می کند گرم طلب شعله آواز مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.