پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۹

نیم آن شعله که خاموش توان کرد مرا

یا ز فانوس، قباپوش توان کرد مرا

بیش ازان است فروغ دل نورانی من

کز فلک در ته سرپوش توان کرد مرا

خون من در جگر تیغ زند جوش نشاط

نیستم باده که بی جوش توان کرد مرا

صاف گردیده ام از درد علایق چندان

که به صد رغبت می، نوش توان کرد مرا

گوش تا گوش پرست از سخنم روی زمین

چه خیال است که خس پوش توان کرد مرا؟

شور من حق نمک بر همه دلها دارد

نیست ممکن که فراموش توان کرد مرا

هست چون بحر زهر موج مرا آغوشی

کی تهیدست ز آغوش توان کرد مرا؟

غیر آن خط بناگوش، درین دعویگاه

حلقه ای نیست که در گوش توان کرد مرا

نگزیده است مرا تلخی ایام چنان

که به تکلیف، قدح نوش توان کرد مرا

هر کمندی نکند صید مرا چون منصور

صید چون دار به آغوش توان کرد مرا

بس که صائب زده ام جوش ز رنگینی فکر

در قدح چون می سر جوش توان کرد مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۱می کند وقت خوش از عمر برومند مرا
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۲تا دل از روی تو شد مطلع انوار مرا
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۳برسانید به خاک قدم یار مرا
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۴از گلستان نشود غنچه دل باز مرا
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۵می کند گرم طلب شعله آواز مرا
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۶چون می کهنه چه شد گر نبود جوش مرا؟
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۷هوش نگذاشت به سر آن لب می نوش مرا
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۸دل سیه شد ز سیه خانه افلاک مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.