پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۰

چون خم از کوی مغان پای سفر نیست مرا

گر شوم آب، ازین خاک گذر نیست مرا

خاکساری است مرا روشنی دیده و دل

شکوه از گرد یتیمی چو گهر نیست مرا

سنگ طفلان چه کند با دل دیوانه من؟

کبک مستم، غمی از کوه و کمر نیست مرا

می توان کرد به تسلیم شکر حنظل را

نتوان تلخ نشستن که شکر نیست مرا

چون سپر، موجه شمشیر به هم پیوسته است

در مصافی که به جز سینه سپر نیست مرا

از قبول نظر عشق شود عیب هنر

ورنه جز بی هنری هیچ هنر نیست مرا

منم آن نخل خزان دیده کز اسباب جهان

هیچ دربار به جز برگ سفر نیست مرا

چه حضورست که در پرده غم صائب نیست؟

با غم عشق تمنای دگر نیست مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۲رنگی از لاله عذاران جهان نیست مرا
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۳در بیابان طلب، راهبری نیست مرا
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۴چون گشاید ز چمن خاطر ناشاد مرا؟
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۵آن که سوز جگر و دیده تر داد مرا
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۶آنچنان عشق تو بدخوی برآورد مرا
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۷نخل قد تو هم آغوش بلا کرد مرا
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۸سبک از عقل به یک رطل گران کرد مرا
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۹نیم آن شعله که خاموش توان کرد مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.