پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۳

در بیابان طلب، راهبری نیست مرا

سر پرواز به باد دگری نیست مرا

آن نفس باخته غواص جگرسوخته ام

که به جز آبله دل گهری نیست مرا

روزگاری است که با ریگ روان همسفرم

می روم راه و ز منزل خبری نیست مرا

می زنم بال به هم تا فتد آتش در من

از دل سنگ امید شرری نیست مرا

ساکن کشتی نوحم ز سبکباری خویش

چون خس و خار ز طوفان خطری نیست مرا

همه شب با دل دیوانه خود در حرفم

چه کنم، جز دل خود نامه بری نیست مرا

می توان رفت چو آتش به رگ و ریشه شمع

به دل آزاری پروانه سری نیست مرا

گرچه چون سرو، تماشاگه اهل نظرم

از جهان جز گره دل ثمری نیست مرا

خاطر امن به ملک دو جهان می ارزد

نیستم در هم اگر سیم و زری نیست مرا

می توانم شرری را به پر و بال رساند

در خور شمع اگر بال و پری نیست مرا

برده ام غنچه صفت سر به گریبان صائب

جز دل امید گشایش ز دری نیست مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۵آن که سوز جگر و دیده تر داد مرا
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۶آنچنان عشق تو بدخوی برآورد مرا
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۷نخل قد تو هم آغوش بلا کرد مرا
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۸سبک از عقل به یک رطل گران کرد مرا
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۹نیم آن شعله که خاموش توان کرد مرا
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۰عزلت از عالمِ دلگیر برآورد مرا
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۱می کند وقت خوش از عمر برومند مرا
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۲تا دل از روی تو شد مطلع انوار مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.