پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۴

چون گشاید ز چمن خاطر ناشاد مرا؟

هست گلبن به نظر، خانه صیاد مرا

تا شد از علم نظر شمع سوادم روشن

جنبش هر مژه شد سیلی استاد مرا

بارها از سخن خویش به چاه افتادم

همچو یوسف صد ازین واقعه افتاد مرا

ناخن رشک جگر کاوتر از شمشیرست

پنجه شیر بود سایه شمشاد مرا

پرده گنج محال است که ویران ماند

خضر در راه خدا می‌کند آباد مرا

هر چه از پیش نظر رفت به یادش آرند

یارب آن روز مبادا که کنی یاد مرا!

سر تسخیر غزالان سبکسیرم نیست

موی بر سر نبود خانه صیاد مرا

تلخی از زهر و حلاوت ز شکر مطلوب است

دشمن آن به که به خوبی نکند یاد مرا

من نه آن رشته سر در گم چرخم صائب

که گشادی شود از ناخن نقاد مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۶آنچنان عشق تو بدخوی برآورد مرا
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۷نخل قد تو هم آغوش بلا کرد مرا
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۸سبک از عقل به یک رطل گران کرد مرا
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۹نیم آن شعله که خاموش توان کرد مرا
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۰عزلت از عالمِ دلگیر برآورد مرا
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۱می کند وقت خوش از عمر برومند مرا
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۲تا دل از روی تو شد مطلع انوار مرا
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۳برسانید به خاک قدم یار مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.