پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۷

نوخطی سلسله جنبان جنون است مرا

سبزه نیمرسی تشنه خون است مرا

چشم بدبین به خط پشت لب او مرساد!

که به آن تنگ دهن راهنمون است مرا

از دل سوخته خونم به چکیدن نرسد

کاسه هر چند که چون لاله نگون است مرا

بود اگر قافله سالار غزالان مجنون

این زمان توشه کش دشت جنون است مرا

گر کنی خون به دل من همه عمر کم است

تیغ مژگان تو گر تشنه خون است مرا

بس که خون در دل ازین دوست نمایان دارم

دیدن دشمن خونخوار، شگون است مرا

به زبان گر نکنم شکر ترا، معذورم

بار احسان تو از برگ فزون است مرا

نکنم با گل بی خار، مبدل صائب

خارخاری که ازان گل به درون است مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۹گلِ داغ است اگر تاجِ زری هست مرا
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۰چون خم از کوی مغان پای سفر نیست مرا
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۱دل مقید به شکرزار هوس نیست مرا
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۲رنگی از لاله عذاران جهان نیست مرا
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۳در بیابان طلب، راهبری نیست مرا
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۴چون گشاید ز چمن خاطر ناشاد مرا؟
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۵آن که سوز جگر و دیده تر داد مرا
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۶آنچنان عشق تو بدخوی برآورد مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.