پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۶

نفس سوخته روشنگر جان است مرا

چون شرر، زندگی از سوختگان است مرا

دل سودا زده ام جوش بهاران دارد

چهره از درد اگر برگ خزان است مرا

بیخودی گرد ملال از دل من می شوید

رفتن دل به نظر آب روان است مرا

گرچه افتاده‌ام اما پی برداشتنم

هر که قد راست کند تیر و سنان است مرا

گردش چرخ محال است مرا پیر کند

همت پیر مغان، بخت جوان است مرا

نتوان شست به هر صید گشادن، ورنه

آه تیری است که دایم به کمان است مرا

می کند سلسله عمر ابد را کوتاه

گرهی چند که در رشته جان است مرا

در سفر عادت سیلاب بهاران دارم

سختی راه طلب، سنگ فسان است مرا

در خریداری درد تو به جان بی تابم

ورنه یوسف به زر قلب گران است مرا

نیست چون سرو، مرا بی ثمری بر دل بار

که ز آسیب خزان خط امان است مرا

آب از دیده خورشید گشاید صائب

در دل آیینه عذاری که نهان است مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۸دل پریخانه آن روی چو ماه است مرا
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۹گلِ داغ است اگر تاجِ زری هست مرا
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۰چون خم از کوی مغان پای سفر نیست مرا
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۱دل مقید به شکرزار هوس نیست مرا
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۲رنگی از لاله عذاران جهان نیست مرا
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۳در بیابان طلب، راهبری نیست مرا
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۴چون گشاید ز چمن خاطر ناشاد مرا؟
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۵آن که سوز جگر و دیده تر داد مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.