پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۵

هر نفس تازه گلی زیبِ کنارست مرا

دایم از جوشِ سخن، جوشِ بهارست مرا

کمرِ وحدتِ من نیست بجز حلقهٔ فکر

چون سرِ غنچه به زانو سر و کارست مرا

نامِ منصورِ من از فکر بلندی گیرد

سرِ زانوی تأمل، سرِ دارست مرا

می‌چکد خون چو کباب از سخنِ رنگینم

سینه از ناخنِ اندیشه فگارست مرا

روی دل بر سرِ گفتار مرا می‌آرد

هر چه جز دل بود آیینهٔ تارست مرا

چون شرر نیست مرا کار به هر تردامن

صحبتِ سوختگان باغ و بهارست مرا

سایهٔ شهر بود بر دلِ من کوهِ گران

دامنِ دشتِ جنون، دامنِ یارست مرا

می‌شود از نفسِ صبح، چراغم خاموش

صیقلِ آینهٔ دل، شبِ تارست مرا

نیست در آینه‌ام نقشِ دگر جز رخِ دوست

چشم بر هرچه فتد رویِ نگارست مرا

نکند دایرهٔ عیش مرا بی‌پرگار

نقطهٔ دل که چو مرکز به قرارست مرا

ساغری در خورِ من نیست درین میکده‌ها

ورنه تسبیحِ ریا حلقهٔ مارست مرا

گر‌چه پر گل بود از گریهٔ من دامنِ دشت

رزق، چون آبله از نِشترِ خارست مرا

می‌توانم به دَغا کرد حریفان را مات

مانعِ راهزنی، راهِ قمارست مرا

آه ازان روز که از پرده برآید صائب

نغمه‌هایی که گره در رگِ تارست مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۷نوخطی سلسله جنبان جنون است مرا
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۸دل پریخانه آن روی چو ماه است مرا
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۹گلِ داغ است اگر تاجِ زری هست مرا
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۰چون خم از کوی مغان پای سفر نیست مرا
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۱دل مقید به شکرزار هوس نیست مرا
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۲رنگی از لاله عذاران جهان نیست مرا
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۳در بیابان طلب، راهبری نیست مرا
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۴چون گشاید ز چمن خاطر ناشاد مرا؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.