پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۷

از نظر کرد نهان خط رخ آن مهوش را

پردگی ساخت شب دل سیه این آتش را

چون برآید نفس از سوختگان در بزمی

که نمک سرمه آواز شود آتش را؟

زاهد خشک برآورد مرا از مشرب

چون سفالی که کند جذب، می بی غش را

آه در سینه من محنت پیری نگذاشت

که کمان دل تهی از تیر کند ترکش را

خصم سرکش شود از راه تحمل مغلوب

خاک خاموش به از آب کند آتش را

پرده تیرگی دل نشود رخت سفید

چه دهی عرض به صراف، زر روکش را؟

در شبستان لحد تلخ نگردد خوابش

هر که در زندگی از خاک کند مفرش را

نبرد زخم زبان سرکشی از طینت عشق

چون خس و خار شود بند زبان آتش را؟

بر سر رحم نیامد به زر و زاری و زور

به چه تدبیر کنم رام، من آن سرکش را؟

هر کجا اهل دلی نیست مزن دم صائب

نتوان خواند به هر کس سخن دلکش را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۹شانه گر باز کند زلف گرهگیرش را
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۰سخن آن است که از جای درآرد دل را
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۱عشق سازد ز هوس پاک دل آدم را
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۲فقر بی قدر کند سلطنت عالم را
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۳وحشتی داده ز اوضاع جهان دست مرا
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۴تلخیِ عالمِ ناساز شراب است مرا
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۵هر نفس تازه گلی زیبِ کنارست مرا
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۶نفس سوخته روشنگر جان است مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.