پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۶

نیست اندیشه ای از زخم زبان سرکش را

خار و خس بستر سنجاب بود آتش را

بهره از عمر بود تیره روانان را بیش

زودتر جذب کند خاک می بی غش را

خوابش از بستر بیگانه پریشان نشود

هر که در زندگی از خاک کند مفرش را

چشم بر شست تو دارند غزالان حرم

خالی از تیر به بازیچه مکن ترکش را

به جز از جاذبه مهر و محبت صائب

کیست از خانه برون آورد آن سرکش را؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۸تا به حدی است لطافت رخ پرتابش را
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۹شانه گر باز کند زلف گرهگیرش را
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۰سخن آن است که از جای درآرد دل را
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۱عشق سازد ز هوس پاک دل آدم را
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۲فقر بی قدر کند سلطنت عالم را
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۳وحشتی داده ز اوضاع جهان دست مرا
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۴تلخیِ عالمِ ناساز شراب است مرا
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۵هر نفس تازه گلی زیبِ کنارست مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.