پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۷۱

خاک من بربادرفت ودردی آشامم هنوز

توتیا شد جام ومی باقی است درجامم هنوز

زان فروغی کز رخش افتاد درکاشانه ام

آتشین تبخاله جوشد از لب بامم هنوز

برگرفت از خاک بوی زلف اویک شب مرا

مشک می گرددشفق درنافه شامم هنوز

گرچه عمری شد درین بحر نمک افتاده ام

می تراود همچنان تلخی زبادامم هنوز

نقش من شد محو وازآب گهر شوید دهن

آن عقیق آبدار از بردن نامم هنوز

شوخی مژگان او یک شب مر ا در دل گذشت

تیغ بازی می کندهرموبراندامم هنوز

سالها شد گرچه آن وحشی غزال ازدیده رفت

می تپد برخاک چشم حلقه دامم هنوز

گرچه دیگ فکرمن ننشست چون دریا زجوش

چون گهر درحلقه روشندلان خامم هنوز

سربه صحرا داد درآغازم آن زنجیرزلف

تاکجا خواهدکشید از خط سرانجامم هنوز

زان سرانگشتی که هجر تلخ درکامم کشید

پوست اندازد سخن از تلخی کامم هنوز

چون توانم گشت باوحشی غزالان همرکاب ؟

می رسد گاهی به خاطر یادآرامم هنوز

گرچه روشن کرد صبح دولتش آفاق را

صائب از بخت سیه درپرده شامم هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۷۳می دهد یادی ز چشمش نرگس پر فن هنوز
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۷۴دشت بیرون نامده است از ماتم مجنون هنوز
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۷۵می رود با قامت خم در پی دنیی هنوز
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۷۶ریخت دندانهاو در فکر لب نانی هنوز
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۷۷دل مکدر ز غم یار نگردد هرگز
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۷۸محو رخسار تو دلگیر نگردد هرگز
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۷۹صحبت عشق و خرد ساز نگردد هرگز
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۸۰دل ما روشن از افلاک نگردد هرگز
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.