پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۰۷

عاشق حذر ز دیده اختر نمی کند

از آتش احتراز سمندر نمی کند

عارف ز شاهدان مجازست بی نیاز

دریاکش التفات به ساغر نمی کند

نتوان فریفت تشنه دیدار را به آب

عاشق نظر به چشمه کوثر نمی کند

داغی که هست در جگر قدردان عشق

با آفتاب وماه برابر نمی کند

نقصان کمال می شود از کیمیای خلق

خامی خلل به قیمت عنبرنمی کند

چون تیرگی نمی رود از داغ لاله زار

دل را سیاه اگر می احمر نمی کند

آن را که همچو برق بود تیغ آتشین

اندیشه از سیاهی لشکر نمی کند

با یک دل این فغان که من زار می کنم

با صد دل شکسته صنوبر نمی کند

در کندن بنای گرانسنگ ظالمان

سیلاب کار یک مژه تر نمی کند

بر سنگ آبگینه خود تا نمی زند

لب تر ز آب خضر سکندر نمی کند

از آه روشنایی دل بیش می شود

اندیشه این چراغ ز صرصر نمی کند

سخت است پاک ساختن دل ز آرزو

صیقل علاج ریشه جوهر نمی کند

صائب به روی هر که در دل گشوده شد

چشم امید حلقه هر در نمی کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۰۹آفت ز خودپسند جدایی نمی کند
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۱۰در موج خیز غم دل آزاد نشکند
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۱۱مهر لب مرا می منصور نشکند
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۱۲از پختگی است گر نشد آواز ما بلند
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۱۳بعد از فنا ز هستی ما شور شد بلند
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۱۴شد چون هدف سر که درین خاکدان بلند
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۱۵جمعی که زیر تیغ فنا دست وپا زنند
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۱۶آنها که در چمن قدح مل نمی زنند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.