پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۰۶

زاهد هوای عالم بالا نمی کند

این رود خشک روی به دریا نمی کند

آسوده است زاهد خشک از فشار عشق

شهباز قصد سینه صحرا نمی کند

در رستخیز رو به قفا حشر می شود

اینجا کسی که پشت به دنیا نمی کند

نتوان به کوه غم دل ما را شکست داد

از فیل مست کعبه محابا نمی کند

اینجا اگر به دانه نبندی دهان مور

در زیر خاک با تو مدارا نمی کند

بیهوده دست بر دل ما می نهد طبیب

لنگر علاج شورش دریا نمی کند

درد سخن همان به سخن می شود علاج

این درد را مسیح مداوا نمی کند

مریم به رشته ای که بتابد ز مهر خویش

از آسمان شکار مسیحا نمی کند

در سایه حمایت عشق است جان ما

ما را زبون خود غم دنیا نمی کند

جز ناخن شکسته و آه جگرخراش

از کار ما گره دگری وا نمی کند

صائب غبار سینه مشکل پسند ماست

داغی که کار دیده بینا نمی کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۰۸الفت به عاشقان سگ آن کو نمی‌کند
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۰۹آفت ز خودپسند جدایی نمی کند
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۱۰در موج خیز غم دل آزاد نشکند
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۱۱مهر لب مرا می منصور نشکند
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۱۲از پختگی است گر نشد آواز ما بلند
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۱۳بعد از فنا ز هستی ما شور شد بلند
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۱۴شد چون هدف سر که درین خاکدان بلند
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۱۵جمعی که زیر تیغ فنا دست وپا زنند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.