پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۳۸

دنبال دل کمند نگاه کسی مباد

این برق در کمین گیاه کسی مباد

از انتظار دیده یعقوب شد سفید

هیچ آفریده چشم به راه کسی مباد

از توبه شکسته زمین گیر خجلتم

این شیشه شکسته به راه کسی مباد

داغ کلف ز چهره به شستن نمی رود

ممنون نور عاریه ماه کسی مباد

یارب که هیچ دیده ز پرواز بی محل

منت پذیر از پر کاه کسی مباد

لرزد دلم ز قامت خم همچو برگ بید

دیوار پی گسسته پناه کسی مباد

از اشک و آه من اثر از عزم سست رفت

این بی جگر میان سپاه کسی مباد

در حیرتم که توبه کنم از کدام جرم

بیش از شمار جرم و گناه کسی مباد

در شاهدان خارجی امکان جرح هست

از دست و پای خویش گواه کسی مباد

یارب نصیب دیده ز پرواز بی محل

از هیچ خرمنی پرکاه کسی مباد

از شرم نور عاریه گردید آب شمع

سرگرم هیچ کس به کلاه کسی مباد

صائب سیاه شد دلم از کثرت گناه

این ابر تیره پرده ماه کسی مباد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰۴۰کو سرو قامتی که دل من ز جا برد
  2. غزل شمارهٔ ۴۰۴۱روی تو صبر از دل بی‌تاب می‌برد
  3. غزل شمارهٔ ۴۰۴۲عاشق ز رفتن دل بی‌تاب می‌برد
  4. غزل شمارهٔ ۴۰۴۳پیغام بیکسان که به دلدار می برد
  5. غزل شمارهٔ ۴۰۴۴از شرم ناله ام که دل از کار می برد
  6. غزل شمارهٔ ۴۰۴۵زخمی که ره به لذت ناسور می برد
  7. غزل شمارهٔ ۴۰۴۶عُشّاق را خُرامِ تو از خویش می‌بِرَد
  8. غزل شمارهٔ ۴۰۴۷دیوانه را به دامن صحرا که می برد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.