پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۴۱

روی تو صبر از دل بی‌تاب می‌برد

آیینه اختیار ز سیماب می‌برد

این حیرتی که در دل و در دیده من است

بسیار تشنه‌ام ز لب آب می‌برد

می دست خالی از سر بی‌مغز من گذشت

از کلبه فقیر چه سیلاب می‌برد

دیوانگان ز تهمت مستی مسلمند

آن را که عقل هست می ناب می‌برد

از روزگار هرکه به گردون برد پناه

از سادگی سفینه به گرداب می‌برد

یک جا قرار نیست مرا از شتاب عمر

در رهگذار سیل که را خواب می‌برد

زاهد کجا و گوشهٔ رندانه از کجا

این شمع کشته را که به محراب می‌برد

در زیر تیغ خواب نمی‌کردم از غرور

اکنون مرا به سایه گل خواب می‌برد

باشد عیار بی‌جگری‌ها به قدر فلس

ماهی ز موج وحشت قلاب می‌برد

صائب چو لاله هرکه جگر را نباخته است

فیض شراب لعل ز خوناب می‌برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰۴۳پیغام بیکسان که به دلدار می برد
  2. غزل شمارهٔ ۴۰۴۴از شرم ناله ام که دل از کار می برد
  3. غزل شمارهٔ ۴۰۴۵زخمی که ره به لذت ناسور می برد
  4. غزل شمارهٔ ۴۰۴۶عُشّاق را خُرامِ تو از خویش می‌بِرَد
  5. غزل شمارهٔ ۴۰۴۷دیوانه را به دامن صحرا که می برد
  6. غزل شمارهٔ ۴۰۴۸هشیار را به مجلس مستان که می‌برد
  7. غزل شمارهٔ ۴۰۴۹مکتوب من به خدمت جانان که می‌برد
  8. غزل شمارهٔ ۴۰۵۰سودا کدورت از دیوانه می برد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.