پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۵۰

سودا کدورت از دیوانه می برد

از تیغ برق زنگ سیه خانه می بردا

در هیچ جا غریب نباشد خداشناس

عارف حضور کعبه ز بتخانه می برد

مرغی که شد ز دام تو آزاد در بهشت

سر زیر بال خویش غریبانه می برد

در حشر از صراط سبکبار بگذرد

هر کس مرا به دوش به میخانه می برد

همکاسه هر که با فلک سفله می شود

در کام شیر دست دلیرانه می برد

نسبت کند دو رشته همتاب را یکی

دیوانه وحشت از دل دیوانه می برد

فانوس اگر چه پرده چشم است شمع را

غیرت به دور گردی پروانه می برد

آزاده ای که دردسر زندگی کشید

از تیغ نشأه لب پیمانه می برد

از رهبرست قافله اشک بی نیاز

این رشته ره به گوهر یکدانه می برد

سنگ نشان بود حرم کعبه شوق را

مجنون ز داغ فیض سیه خانه می برد

صائب دلم سیاه شد از روی گرم چرخ

شمع لئیم روشنی از خانه می برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰۵۲چشم تو دل به شیوه پنهان نمی برد
  2. غزل شمارهٔ ۴۰۵۳پروانه‌ای که گرد تو یک بار می‌پرد
  3. غزل شمارهٔ ۴۰۵۴راهی که مرغ عقل به یک سال می‌پرد
  4. غزل شمارهٔ ۴۰۵۵از چشم ودل کی آن گل سیراب بگذرد
  5. غزل شمارهٔ ۴۰۵۶از کوچه ای که آن گل بی خار بگذرد
  6. غزل شمارهٔ ۴۰۵۷زان قامت بلند نظر باز نگذرد
  7. غزل شمارهٔ ۴۰۵۸آن راکه چشم مست تو بی اختیارکرد
  8. غزل شمارهٔ ۴۰۵۹پیش نسیم صبح گل آغوش باز کرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.