پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۵۵

از چشم ودل کی آن گل سیراب بگذرد

خودبین کجا ز آینه وآب بگذرد

در سینه های صاف نگیرد قرار دل

زود از بساط آینه سیماب بگذرد

چون آب شور کام جهان تشنگی فزاست

سیراب تشنه ای که ازین آب بگذرد

در جوی شیر کاسه به خون جگر زند

از می کسی که شب مهتاب بگذرد

ظلم است زندگانی روشندلان چو شمع

جایی بغیر گوشه محراب بگذرد

بر قرب دل مبند که با ربط آفتاب

در کان مدار لعل به خوناب بگذرد

پیری به صد شتاب جوانی ز من گذشت

پل را ندیده ام که ز سیلاب بگذرد

گیرنده است پنجه خونهای بیگناه

چون ناوک تو از دل بیتاب بگذرد

چو موسم شباب دم صبح شیب را

صائب روا مدار که در خواب بگذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰۵۷زان قامت بلند نظر باز نگذرد
  2. غزل شمارهٔ ۴۰۵۸آن راکه چشم مست تو بی اختیارکرد
  3. غزل شمارهٔ ۴۰۵۹پیش نسیم صبح گل آغوش باز کرد
  4. غزل شمارهٔ ۴۰۶۰تیغ ستم ببین چه به زلف ایاز کرد
  5. غزل شمارهٔ ۴۰۶۱مجنون نظر به شوخی چشم غزال کرد
  6. غزل شمارهٔ ۴۰۶۲داغی که کوه را جگر گرم لاله کرد
  7. غزل شمارهٔ ۴۰۶۳خرم کسی که قصر اقامت بنا نکرد
  8. غزل شمارهٔ ۴۰۶۴خوش وقت قطره ای که زدریا سفر نکرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.