پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۶۴

خوش وقت قطره ای که زدریا سفر نکرد

آواره خویش را به هوای گهر نکرد

موجی ازین محیط سیه کاسه برنخاست

کز جلوه فریب مرا تشنه ترنکرد

مانند نخل موم نهال امید ما

در مغز خاک ریشه به ذوق ثمر نکرد

شد همچو تخم سوخته در خاک ناپدید

دلمرده ای که تربیت بال وپر نکرد

بر آب تلخ بحر کجا سایه افکند

ابری که التفات به آب گهر نکرد

دلها ز داغ ماتم پروانه آب شد

آن شمع آستین خود از گریه ترنکرد

دریا ز لطف پرده چشم حباب شد

آن سنگدل نگاه به آهل نظر نکرد

با آن که نونیاز ستم بود خط او

ملک دلی نماند که زیر وزبر نکرد

صائب بساز از رخ او بانگاه دور

با آفتاب دست کسی در کمر نکرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰۶۶هر کس ز قید تن دل روشن برآورد
  2. غزل شمارهٔ ۴۰۶۷روزی که خط سر از لب دلبر برآورد
  3. غزل شمارهٔ ۴۰۶۸کی غم مرا ز دل می احمر برآورد
  4. غزل شمارهٔ ۴۰۶۹روی تو اشک را ز چکیدن برآورد
  5. غزل شمارهٔ ۴۰۷۰تنها ز باغ خود چمن آرا ثمر خورد
  6. غزل شمارهٔ ۴۰۷۱پوشیده یار اگر نه می ناب می‌خورد
  7. غزل شمارهٔ ۴۰۷۲کم کم دل مرا غم واندیشه می خورد
  8. غزل شمارهٔ ۴۰۷۳حرف درشت بردل بی کینه می خورد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.